|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 17:59 توسط علي محمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
10 years of professional language exam Master Food Science and Technology Sajjad Abdi Nowrouzani Neda Nasr Esfahani Takht-e-jamshid Publishing Iran-Shiraz 2010 فهرست آزمون سراسری 80. 5/ آزمون سراسري81. 7/ آزمون سراسري 82. 11/ آزمون سراسري 83. 15/ آزمون آزاد 83. 19/ آزمون سراسري 84. 21/ آزمون آزاد 84. 25/ آزمون سراسري 85. 31/ آزمون آزاد 85. 33/ آزمون سراسري 86. 37/ آزمون آزاد 86. 41/ /آزمون سراسري 87. 45 آزمون آزاد 87. 49/ آزمون سراسري 88. 53/ آزمون آزاد 88. 57/ آزمون سراسري 89. 61/ آزمون آزاد 89. 65/ dictionary.. 69
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:57 توسط علي محمدي
|
|
||
|
|
|
||||
|
19 سال کنکور کارشناسی ارشد مهندسی علوم و صنايع غذايی سراسری، آزاد و وزارت بهداشت از سال 1370 تا سال جاری با پاسخهاي تشريحی تأليف: مهندس سجاد عبدی مهندس غزاله حجت پناه ناشر: انتشارات تختجمشيد/ ناشر همکار: انتشارات قشقايی/ چاپ: دوم 1389/ قيمت: 1۸000 تومان
فقر ميخواهم بگويم... فقر همه جا سر ميكشد... فقر، گرسنگي نيست، عرياني هم نيست... فقر، چيزي را "نداشتن" است، ولي، آن چيز پول نيست... طلا و غذا نيست... فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهي يك كتابفروشي مينشيند... فقر، تيغههاي برنده ماشين بازيافت است، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند... فقر، كتيبهي سه هزار سالهاي است كه روي آن يادگاري نوشتهاند... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود... فقر، همه جا سر ميكشد... فقر، شب را "بي غذا " سر كردن نيست... فقر، روز را "بي انديشه" سر كردن است...
دکتر علی شريعتی ديباچه در چند سال اخیر به دلیل افزایش نیاز جامعه، تقاضا برای ادامه تحصیل در رشته صنایع غذایی رشد فزایندهای داشته است و این موضوع باعث شده کتابهای گوناگونی در زمینه آمادگی آزمون کارشناسی و کارشناسی ارشد صنایع غذایی به کتابفروشیها وارد شود. در این بین آنچه این کتاب را از سایر کتابهای مشابه متمایز میکند این است که در این کتاب آزمونهاي 19 سال اخیر همگی به گونهای در حجمی کوچک آورده شده. سوالات تکراری حذف و بیشتر به سوالات مشکل پرداخته شده. و در واقع علت کم حجم شدن کتاب نیز «حذف سوالات تکراری» بوده مثلا بعضی از تستها بیش از 10 بار در سالهای اخیر تکرار شده که در این کتاب فقط یک بار به آن اشاره شده. علاوه بر منابع ذکر شده، در مواردی که منابع موجود جوابگو نبوده با استفاده از اینترنت و منابع انگلیسی جوابهای تشریحی برای سؤالات آورده شده است. تا حد ممکن سعی شده آدرس دقیق سؤالات عنوان شود تا دانشجویان محترم بتوانند برای اطلاع بیشتر به منبع مربوطه مراجعه کنند. سجاد عبدی شيراز 27/10/89 فهرست فصل اول: سؤالات شيمی مواد غذايی- 9/ پاسخنامه سؤالات شيمی مواد غذايي- 72/ فصل دوم: سؤالات ميکروبيولوژي مواد غذايي- 117/ پاسخنامه سؤالات ميکروبيولوژي مواد غذايي- 184/ فصل سوم: سؤالات اصول نگهداري مواد غذايي- 229/ پاسخنامه سؤالات اصول نگهداري مواد غذايي- 249/ فصل چهارم: سؤالات تکنولوژي روغن- 263/ پاسخنامه تشريحي سوالات تکنولوژي روغن- 290/ فصل پنجم: سؤالات تکنولوژي قند- 307/ پاسخنامه سؤالات تکنولوژی قند- 334/ فصل ششم: سؤالات تکنولوژی کمپوت و کنسرو 351/ پاسخنامه سؤالات تکنولوژی کمپوت و کنسرو 369/ فصل هفتم: سؤالات تکنولوژي لبنيات- 379/ پاسخنامه سؤالات تکنولوژي لبنيات- 403/ فصل هشتم: سؤالات تکنولوژی غلات- 419/ پاسخنامه سؤالات تکنولوژی غلات- 440/ فصل نهم: سؤالات تکنولوژي گوشت- 455/ پاسخنامه سؤالات تکنولوژي گوشت- 464/ فصل دهم: سؤالات اصول طراحي کارخانجات مواد غذايي- 477/ پاسخنامه سؤالات اصول طراحي کارخانجات مواد غذايي- 496/ فصل يازدهم: سؤالات اصول مهندسي صنايع غذايي- 511/ پاسخنامه سؤالات اصول مهندسي صنايع غذايي- 528/ منابع: 545
[1] و خم به ابرو نمیآورند. |
|||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:11 توسط علي محمدي
|
|
|||||
|
|
|
|
|
(چگونه ميتوانيم شوهري وفادار داشته باشيم؟) لیلی انصاری در اين كتاب سعي شده است به پرسشهاي زير بهگونهاي پاسخ داده شود كه براي شما قابل درك باشد: ـ شيرينيهاي اوّل زندگي چگونه بهوجود ميآيند؟ ـ چرا مردها پس از پايان بحرانهاي مالي از همسرانشان دور ميشوند و به نوعي شخص ديگري را وارد زندگيشان ميكنند؟ ـ آيا ميتوان زندگي مشترك را تا ابد از حضور شخص سوّم حفظ كرد؟ براي پاسخ به همهي اين پرسشها بايد بگوييم كه زندگي شما بايستي بر اساس يك اصول و آن هم «وفاداري» ساخته شود، امّا چگونه ميتوانيد همسري وفادار داشته باشيد؟... با داشتن همسري وفادار، بدون شك زندگي شما آن طوري خواهد بود كه شما آرزويش را داريد. در اين كتاب آن چه را كه شما براي داشتن همسري وفادار بايد بدانيد، آمده است. البته اجراي موارد ذكر شده در اين كتاب براي آن دسته از مرداني كه هوس را پايه زندگي قرار دادهاند، بيتأثير خواهد بود. بنابراين روي سخنان با آن دسته افراد نيست، با آنهايي است كه نادانسته و از روي غيرعمد بهمسيري پا ميگذارند كه نبايستي بروند. با اميد به اين كه همسر شما از آن مردها نباشد، اين كتاب را به شما خوانندهي عزيز تقديم ميكنيم. انشاءالله كه توانسته باشيم اطلاعات (ولو ناچيز) در اختيار شما خوانندهي عزيز قرار داده باشيم. فصل اول: شيرينيهاي اوّل زندگي چگونه بهوجود ميآيند بسياري از زندگيهاي مشترك را ديدهايد كه آغازش شيرين و پايانش با ناكامي همراه است. شايد پايان آن با مُهر دادگاه همراه نباشد، امّا قطعاً با ازدواج مجدد شوهر يا وجود پنهاني شخص ديگري همراه خواهد بود. آيا تا كنون به اين انديشيدهايد كه چرا يكباره آن شيريني اوّل زندگي از بين ميرود و آن زندگي مانند كوهي عظيم ناگاه ريزش ميكند. ما زنها به هنگام از دست دادن شيريني اوّل زندگيمان، تنها به اين ميانديشيم كه «چهقدر همسرمان بيوفا بود» به آن چه براي او و زندگيمان انجام دادهايم ميانديشيم؛ به شستنها، نظافتها، پختنها و بزرگ كردن فرزندان و...، امّا هرگز فكر نميكنيم كه آيا انجام آن كارها به تنهايي براي نگاه داشتن همسر و زندگيمان كفايت كرده است؟ هميشه با خود ميانديشيم كه «من همسر فداكاري بودم. با مسايل مالي همسرم كنار آمدم، امّا حالا كه آن بحرانها پايان يافته همسرم ديگر مرا دوست ندارد...» طبق آمارهاي تجربي بارها شاهد از هم پاشيدن زندگيهاي مشترك بودهايم كه درست با پايان بحران مالي مصادف بوده و به اشتباه ميانديشيم كه همسرمان بهدليل تغيير وضعيت مالياش به يكباره عوض شده است، امّا حقيقت چيز ديگري است. زمينهي اين تغييرات را خود ما آماده ساختيم. ما در دوراني كه ميتوانستيم پايهي زندگيمان را محكم كنيم، متأسفانه عكس آن را انجام داديم. پس با وجود به قول ما «بيوفايي همسرانمان» بايد بگويم: شما ميتوانيد در زندگي همسري وفادار به خود داشته باشيد؛ به شرط اين كه آمادگي متحول شدن را داشته باشيد. دوران نامزدي ـ دوران طلايي مشترك ميخواهم از دوران زيباي نامزدي با هم صحبت كنيم. به راستي دوران نامزدي چيست؟ شما چگونه به اين دوران نگاه ميكنيد؟ با توجه به فرهنگهاي مختلفِ ما ايرانيان، اين دوران در هر طبقه از جامعه به گونهاي متفاوت سپري ميشود. بهطور كلي اگر بخواهيم شباهتي بيابيم، بايد بگويم: «اين دوران يعني گذراندن چند ساعت از روز با نامزدمان، آن هم براي گردش كه قطعاً در اين گردش چند ساعته فقط صحبت از آينده و برنامههايي است كه هر دو در ذهن خود داريم.» اما به راستي تا كنون به گونهاي ديگر به اين دوران انديشيدهايد؟ اين كه اين دوران ميتواند تولّد دوبارهاي براي برخوردهاي اخلاقي و اجتماعي شما باشد و اين كه در اين دوران شما ميتوانيد به نوع شگفتانگيزي، نامزدتان را به گونهاي كه در رؤيايتان ميانديشيد تغيير دهيد!... منظور از تغيير دادن، وضع مالي و ظاهري نيست، بلكه منظور تغييرات اخلاقي است كه البته ركن اساسي ماندگاري زندگي مشترك نيز ميباشد. در اين دوران، نحوهي برخورد شما با نامزدتان معجزهآسا است. اگر خوب به اين دوران بينديشيد، ميبينيد نامزد شما كه قرار است بعدها نقش همسر شما را ايفا كند، مردي مهربان، دلسوز و داراي هزاران خصلت اخلاقي خوب ديگر ميباشد. ما اين دوران را «دوران طلايي مشترك» ميناميم. در اين دوران شما با نامزدتان با احترام و محبّت صحبت ميكنيد و مشاهده مينماييد كه او نيز عاشقانه با شما سخن ميگويد و نيازهاي عاطفي شما را پاسخ ميدهد. اين دوران شبيه به يك آيينه است، آيينهاي كه به شما هديه شده تا خودتان را در آن ببينيد، چون در اين دوران شما مهربان هستيد، بنابر اين جز مهرباني چيزي در آيينه نميبينيد. حالا تصورش را بكنيد، مردي را كه شما توانستهايد بدون هيچ رابطهي جنسي و فقط با وجود محبّت، اين گونه به خود جذب كنيد، در زمان زندگي مشترك با كامل شدن رابطهتان، چهقدر ساده ميتوانيد او را از آن خود داشته باشيد و هرگز از دستش ندهيد. اگر اين آيينهي نامزدي را پس از ازدواج با خود همراه داشته باشيد و مقداري رابطهي زناشويي صحيح را هم زينتبخش آن كنيد، همسر شما وفادارترين همسر دنيا خواهد بود. در دوران نامزدي نيازي نيست كه شما خواستههايتان را از نامزدتان پنهان كنيد. شما انسان عاقلي هستيد و ميدانيد كه كدام يك از خواستههايتان منطقي است، پس همانها را بيان كنيد و به طرز بيان خود، خوب دقت كنيد. طرز بيان شما ناخودآگاه با توجه به شرايط اين دوران چگونه است؟... حالا نتيجه را از طرف نامزدتان ببينيد، قطعاً دلنشين و راضي كننده است...، امّا چرا اين برخوردها پس از ازدواج اتفاق نميافتد؟... چرا در زمان زندگي مشترك آن طور كه دوست داريم، همسرمان به خواستههايمان پاسخ نميدهد؟ آيا همسرمان تغيير كرده است؟... قطعاً نه... شما چه طور؟... آن هم نه... هر دوي شما همان دختر و پسر جوان عاشقي هستيد كه براي يكديگر دوست داشتني بوديد... تنها چيزي كه تغيير كرده است، نحوهي بيان خواستهها و اِبراز محبت شما به همسرتان است كه باعث تغيير دادن پاسخ همسرتان به خواستههايتان شده است. البته علت ديگر آن بيان خواستههاي غيرمنطقي نيز ميباشد. در خاطرتان است كه ما اين دوران را «دوران طلايي مشترك» ناميديم... چرا؟... چون در اين دوران شما تمام خصوصيات اخلاقي خود را گلچين كرديد و تنها آن چه كه زيبا و پسنديده است را نمايان ميكنيد... همين امر بهطور ناخودآگاه بر روي نامزدتان تأثير مثبت ميگذارد و او نيز اخلاقهاي ناپسند خود را فراموش ميكند... در نتيجه هر دو از يكديگر راضي هستيد. شما بايد راهي بيابيد كه بتوانيد بعد از اين دوران، اين رفتارها را ادامه دهيد، امّا چگونه؟... همسرتان را مانند آيينهاي بدانيد. اگر شما در جلوي آيينه از چهرهي خود اداي نامناسب درآورديد، آيينه نيز همان را به شما نشان خواهد داد. خيلي از جوانها به اشتباه فكر ميكنند كه اين دوران تنها براي شناخت دو خانواده از يكديگر است، امّا آيا زندگي مشترك قرار است فقط بين دو خانواده ايجاد شود؟... قطعاً نه... درست است كه ما به دليل فرهنگ خاصي كه داريم، خانواده برايمان قابل احترام است، امّا هدف اصلي از دوران نامزدي بايد شناخت شما و نامزدتان باشد. از اين دوران بايد استفادهي مفيد كنيد. شما بايد خودتان را بشناسيد و ببينيد بهعنوان يك نامزد چه كردهايد كه باعث شدهايد نامزدتان اين قدر مهربان باشد. اينك با هم مقداري از اتفاقات دوران نامزدي كه در بين اكثر جوانها مشترك است را بررسي مينماييم و سپس همان اتفاقات را در زمان بعد از نامزدي يعني دوران شيرين زندگي مشترك مرور ميكنيم. 1. در دوران نامزدي با ديدن يك شاخهي گل كه شايد از باغچهي خانه چيده شده باشد، احساس ميكنيم كه نامزدمان، ما را دوست دارد، امّا بعد از ازدواج، ديدن اين شاخهي گل نه تنها ما را خوشحال نميكند، بلكه با خود ميانديشيم كه «چرا همسرم برايم يك كادو نخريده است؟... شايد آن قدر كه بايد، دوستم ندارد.» 2. در دوران نامزدي هنگام صحبت تلفني از گفتن كلماتي مثل «عزيزم»، «جانم» و هزاران كلمه و جملهي زيباي ديگر دريغ نميكنيم و قطعاً پاسخ مشابهي ميشنويم كه اين پاسخها به دليل زيبا بودنشان ما را شادمان ميكند، امّا بعد از ازدواج در هنگام صحبت تلفني با آواهايي چون «ها، چيه، خب، نهخير...» و ديگر صداهايِ ناخوشايندِ حنجره و حتا بيشتر اوقات با دهان پر به صحبتهاي همسرمان پاسخ ميدهيم؛ پس ديگر نبايد از سوي همسرمان شنيدن كلمات زيبا را توقع داشته باشيم. اين دو نمونه از تغييرات كلامي ما زنها بود. تعجب نكنيد؛ شايد هرگز فكر نكرديد كه نحوهي صحبت تلفني شما يا كوچكترين تغيير منفي كلامي شما ميتواند تأثير نامناسبي داشته باشد. تصور كنيد با وجود اين تغييرات به اصطلاح جزيي سرانجام چه ميشود ؟ هر لحظه رابطهي شما و همسرتان ضعيف و ضعيفتر ميشود كه اين امر سبب جايگزين شدن يك رابطهي سوّم در برابر كاستي موجود ميشود. *** در عصر جديد با توجه به پيشرفتهاي علمي، ما انسانها به علمهاي جديدِ روابط زناشويي و دانستن چگونگي ايجاد يك رابطهي صحيح و سالم با همسر و خانواده نياز داريم. در چنين عصري بارها شنيدهايم مردهايي هستند كه با وجود داشتن زندگي مرفّه و همسر زيبا، براي خود شخص سومي دارند. البته شايد اين شخص سوّم از نظر مالي و يا ظاهري، همسرتان را ارضا نكند، امّا قطعاً آن چيزي كه همسرتان از شما ميخواست و دريغ كرديد به او ميدهد، آن هم بدون هيچ منّتگذاري، آري خواست همسرتان چيزي جز محبّت و احترام نيست. بياييم دوران نامزدي را دقيقتر بشكافيم. گفتيم كه اين دوران يعني شناخت شما و همسر آيندهتان و همچنين گفتيم كه يعني انجام عملهاي شما كه عكسالعمل مشابهي از سوي نامزدتان در پي خواهيد داشت. شايد با خود بينديشيد كه همسر من تغيير نخواهد كرد، چون نوع تربيت خانوادگيمان فرق ميكند. صحبت شما كاملاً صحيح است. شما و نامزدتان دو انسان جدا از هم با دو خانواده و فرهنگ و تربيت متفاوتي هستيد. شايد در خانوادهي شما محبّت و احترام، اساس زندگي خانوادگيتان بوده و شما با آن اُنس گرفته و بزرگ شدهايد، امّا نامزدتان، نه؛ حالا قرار است با يكديگر زندگي كنيد... پس بايد چه كرد؟ بياييد و از روزهاي اوّل نامزدي استفادهي مفيد كنيد. چون در برخوردهاي نخست نميتوان به شخصيت طرف مقابل پي برد، شخصيت او انعكاس نوع برخورد شما خواهد بود. پس ميتوان نتيجه گرفت كه نامزد شما با توجه به تازگي آشنايياش با شما، آن طوري رفتار خواهد كرد كه شما رفتار ميكنيد... به همين دليل است كه ميگوييم دوران نامزدي شما بهخصوص روزهاي اوّل آن، در شكل دادن به رابطهي شما و همسر آيندهتان نقش اساسي دارد. يادتان باشد نامزد شما هر نوع تربيتي كه داشته باشد، قطعاً تحت تأثير برخوردهاي شما قرار خواهد گرفت. به نوع بيان جملات زير و سپس پاسخ آن از سوي نامزدتان دقت كنيد: گزينهي اول: ـ عزيزم ميشود امروز زودتر بيايي دنبالم؟ : باشد سعي ميكنم بيايم... ـ عزيزم ميشود لطف كني فردا برايم يك دفترچه يادداشت بخري؟ : بله برايت ميخرم... گزينهي دوم: ـ ميگويم ميشود امروز زودتر بيايي دنبالم؟ : حالا ببينم چه ميشود. ـ يك دفترچه يادداشت ميخواهم... فردا برايم ميخري؟ : اگر يادم بماند، باشد. كدام پاسخها به شما احساس بهتري ميدهد؟ قطعاً جملات گزينهي اوّل. همان طول كه ميبينيد جملات گزينهي دوّم نشان دهندهي اين است كه نامزد شما به انجام كاري كه شما گفتهايد، ميلي ندارد... چرا؟... بهتر است به نحوهي درخواستهايتان خوب دقت كنيد. ميبينيد كه به كاربردن يك كلمه «عزيزم، لطفاً و...» چهقدر جملهي شما را تغيير ميدهد. ميبينيد كه براي جلب رضايت نامزدتان نيازي نيست يك قلّه را فتح كنيد. آيا اين كه شما ميتوانيد با بهكار بردن چند كلمهي زيبا معجزه كنيد، شگفتانگيز نيست؟... پس چرا از انجام دادنش طفره ميرويد؟... شما اين جملات زيبا را به نامزدتان می گوييد، نه به تمام مردان دنيا؛ پس در گفتن اين جملات كوتاهي نكنيد. فرض كنيد در يكي از روزنامهها اعلام شده است كه يكي از بانكها در اِزاي سرمايهگذاري شما در آن سودي معادل مبلغتان به شما خواهد داد. چه خواهيد كرد؟... آري در آن، بانك حسابي افتتاح ميكنيد و سپس تا ميتوانيد پولهايتان را در آن بانك پسانداز ميكنيد. نامزد شما هم يك بانك است كه از زمان شروع نامزديتان حسابي در نزد او باز كردهايد و قرار است در ازاي هر رفتار محبّتآميزي كه شما به او ميكنيد، سود عليالحسابي كه چند برابر آن سود بانكي خواهد بود، به شما باز ميگرداند. پس چرا در زياد كردن حسابتان تلاش نكنيد؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 17:21 توسط علي محمدي
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
به نام خالق هستي مرا بخوانيد موفق شويد قدرت ا... ستايش به كوشش مليحه شيخي ناشر : تخت جمشید - ناشر همکار: قشقایی/ نوبت چاپ: زمستان1385/ مركز نشر: شيراز، خيابان پيروزي، انتشارات تخت جمشيد/ تلفن: 2245401- 0711 - ۰۹۱۷۱۱۱۸۵۸۰ فهرست
رديف عنوان صفحه 1 مناجات 4 2 پيش گفتار 5 3 راز های موفقيت 16 4 کلام بزرگان 119 5 ضرب المثل ها 132 6 حکايت ها 145 7 آيا می دانيد 177 الهي تو آني كه از بنده ناسزا بيني و به عقوبت نشتابي، از بنده كفر ميشنوي و نعمت از او بازنگيري و توبت و انابت بر او عرضه كني و به پيغام و خطاب خود، او را بازخواني و اگر باز آمد او را وعده مغفرت دهي، پس چون با دشمن بدكردار چنيني با دوستان نيكوكار چوني؟ خواجه عبدا... انصاري پيشگفتار صبحي ديگر كه چشم ميگشايم و حياتي دوباره مييابم و روزي نو را لمس ميكنم، جبين بر خاك ميسايم و ثنايش ميكنم تا بتوانم بار ديگر از آنچه او با ذات احديت و بخشندگياش در نهادم كاشته، خوشهاي چينم و تقديم ياران باوفايم كنم . پيسپار آنچه او مقدر كرده هَروَله كنان ـ حالتي بين راه رفتن و دويدن ـ ميروم و ميخواهم تلألو ـ روشنايي ـ راهم باشد تا در اين غريبانه روزگار به مقصد و مقصود رسم. مطالبي را كه در اين اثر ميخوانيد، مطالب متنوعي از جملات كوتاه، داستان، مَثَل و آيا مي دانيد، است. اين مطالب هر كدام پندي در درون نهفته دارند كه اگر چند نمونهي آن ملكهي ذهن گردد به واقع، راه موفقيت را در كوتاه زماني خواهد يافت. يافتن موفقيت در زندگي آن نيست كه شاهراهي را به انسان آدرس دهند و او درصدد يافتن آن راه برآيد و همهي موفقيتها را در همان بيابد. موفقيت هر انسان در داشتههاي اوست. هر چه در اين داشتهها بيشتر كنكاش كند، بيشتر مييابد و راه بيشتري بر او گشاده ميشود. گاه يك همراه، دوست، راهنما، معلم، همسر و يا يك كتاب خوب ميتواند چراغ اين راه باشد، اما اصليترين آن ارادهي فرد است كه بخواهد خوب زندگي كند و از مواهبي كه به وفور در اختيار دارد بهره ببرد. هر روز نعمتي نو در اختيار بنده قرار ميگيرد كه بايد آن را حفظ كند، چون بهاي آن يك روز از عمر اوست و چه بهاي گزافي پرداخته تا به دستش آورده و به يقين در بيخبري نابودش نميكند. روزي هر روزه از يزدان گرفتن مفت نيست روزي از عمر تو گيرد در عوض روزي دهد در حين نوشتن بعضي از جملهها كه به ذهنم خطور ميكرد، گاه در كتاب يا روزنامهاي جملهاي را مييافتم كه به نوشتهي من بسيار نزديك بود و گاه حتي كلمهها نيز به هم نزديك يا يكسان بودند كه آن جملهي خودم را قلم ميگرفتم و جملهي مشابه آن را جايگزين ميساختم. حال اگر جملهاي با مفهوم يكسان از بزرگي در اين اثر ذكر شده و نام نويسندهي آن ذكر نگرديده، اميد است مورد عفو شما خوانندگان عزيز واقع گردم. در اينجا لازم ميدانم از همسرم افسانه گورنگي و فرزندانم نارسيس و مهندس محمد مهدي كه در اين راه با من همكاري نمودند تقدير و تشكر نمايم. كساني كه مطالبي هر چند كوتاه و گزيده در اختيار اينجانب قرار دادند: استاد كريم محمود حقيقي، عبدالمهدي فرزانهكارگر، مجيد سعادت، عوضا... مينو اردكاني، علي اكبر زارع ، غلامرضا معارف، آرمين شهبازيفرد، استادمحمد آل عصفور، محمد شناسا، مرحوم عليرضا ذاكري خوب، الياس عابدپور، محمدرضا شعف، مسلم افشاري، رسول رحمنستايش، مصطفي رحمن ستايش، عزيز جبهه، حاج يحيي زارع، مجيد اوجي ، رضا مظهري، محمد ايزدي، محسن هاشمي، حيدر رستگار، منصور لرديفرد، كريم ابراهيمي، حاج محمد فرجي، عبدالعلي ذاكر حسين، غلامرضا لقماني ، غلامرضا شامحمدي، اسماعيل روشننژاد، افسانه گورنگي، بهناز ابرقوئي، مطهرحسن زاده، شكوفه پاك پرور، سارا شيخي، زيبا فراحي، فهيمه غنيمت، شهين مظهري و ندا شكوهي. در پايان، سپاسگزار زحمتهاي بيشائبه و شبانه روزي شاگرد و همراه هميشگي خود سركار خانم مليحه شيخي هستم كه بدون چشمداشت چند سالي است عمر خود را صرف خدمت به اينجانب كرده است و در نگارش اين كتاب از هيچ کوششی دريغ نکرده و بسياري از جملهها را ايشان از تراوشات ذهن خود نگاشته و صميمانه در اختيارم قرار داده است. آنگونه كه به جرأت ميتوان اذعان داشت كتاب مزبور را ايشان نوشته است. صميمانه قدردان زحمات ايشان هستم. قدرت ا... ستايش شيرازـ پاييز 1385 يك توصيه براي شما عزيزان: اين كتاب را بخوانيد. مطالب را مد نظر بگيريد، در بيانات خود به كار ببريد. اين نكتهها براي همهي امور زندگي نوشته شده است. اگر انساني داراي بدترين صفات هم باشد، ميتواند در آنِ واحد عوض شود و به بهترينها تبديل شود. ولي با ارادهي مصمم و خلوص نيت. من اكثر مطالب اين كتاب را در زندگيم به كار بستم. دوستان خوبي انتخاب نموده و به بيراهه نرفتم. از 6 ـ 5 سالگي سعي ميكردم هر كاري را به نحو احسن انجام بدهم. هيچ وقت از كار كردن خسته نشدم. نيمي از روز را به كار و تلاش ميپرداختم و بقيه را درس ميخواندم و ورزش ميكردم. در طول سالهاي تحصيل به دليل مشكلاتي، چند سال ترك تحصيل نمودم و بعد به خدمت سربازي رفتم و پس از 15 روز معاف شدم. و دوباره به ادامهي تحصيل در دبيرستان شبانه مشغول شدم ودر نهايت با كسب بهترين نمره در شيراز دبيرستان را با موفقيت پشت سر گذاشتم. پس از دريافت مدرك ديپلم طبيعي و رياضي، با طي دورهاي از انجمن ايران و آمريكا مدرك جونير زبان انگليسي را دريافت نمودم. سپس به كشور هندوستان سفر كردم با گذراندن دوره عالي زبان انگليسي موفق به كسب مدرك ليسانس شدم. پس از سفر به ايران شروع به فراگيري ساز ويلن نمودم. ابتدا ويلن، پيانو و ني را همزمان آموزش ميديدم اما با شنيدن صداي سنتور، مشتاقانه به سوي فراگيري آن شتافتم و با توصيهي استاد بزرگوارم آقاي پايور سنتور را به عنوان ساز تخصصي انتخاب نموده و فقط به آن پرداختم و شبانه روز تمرين ميكردم . تمريناتم به حدي زياد بود كه گاه متوجهي گذر زمان نميشدم و گاه به خود ميآمدم كه سپيدي صبح نويد روزي نو را ميداد. البته بايد به كارهاي اصلي و روزمرهام ميرسيدم تا هزينههاي زندگي خود و خانوادهام را تأمين كنم كه مسلماً زمان كمي داشتم كه هم به خانوادهام برسم و هم به تمريناتم و هم به شغلي كه اختيار كرده بودم. پس بايد برنامهي سنجيده و دقيقي را طرحريزي ميكردم و زمان را به تصرف خود در ميآوردم تا به همهي برنامه ريزيهاي خود برسم و هيچكدام مانعي براي رسيدن به ديگري نشود. اغلب اوقات استراحت من در شبانه روز به دو ساعت ختم ميشد كه حجم زياد كارها و هدف والايي كه داشتم سبب ميشد كه خستگي بر من چيره نشود . با لطف خدا و همكاري همسرم توانستم اين مراحل را پشت سر بگذارم و براي پيگيري بيشتر در زمينه آموختن سنتور به اصفهان و تهران سفر كنم كه اين سفرها به صورت هفتهاي يك مرتبه به اصفهان نزد آقاي مسعود رضايينژاد و ماهي يك مرتبه به تهران نزد استاد پايور و گاهي نزد استاد مشكاتيان، 19 سال و نيم به صورت مستمر به طول انجاميد. طي سفرهايي كه به اصفهان داشتم، مدرك ديپلم و فوق ديپلم موسيقي را از هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان دريافت نمودم. شوق آموختن در من چنان زياد بود كه سختيهاي سفر و دوري از خانوادهام را بر من هموار ميساخت و در برابر مشكلات بسياري كه آن زمان در سر راهم بود، سرسختانه ايستادم تا خواستهام را برآورده سازم و بالاخره تا جايي كه راضي شدم و احساس كردم آنچه را ميخواستم با ياري حق بدست آوردهام. كتابهايي كه تاكنون موفق به انتشار آنها گرديدهام، عبارتند از: شورنوازي در دو جلد، آموزش كوك سنتور، محل اجراي نتهاي مي و فا در سه ناحيهي سنتور، روش تمرين سنتور، سنتور نوازان شيراز، كودك ـ سنتور ـ شادي در 3 جلد همراه با كاست، تمرين سرعت در سنتور و كتابي كه هم اكنون در اختيار داريد ( مرا بخوانيد موفق شويد ) . علاوه بر موسيقي در زمينه كارگرداني و بازيگري تئاتر به زبان انگليسي (اجرا در هندوستان و ايران ) ، پانتوميم، هيپنوتيزم و خطاطي نيز فعاليت داشتهام. در ادامهي همهي اين موفقيتهاي شيرين بايد بگويم كه در تمام مراحل زندگيام هيچ چيز را به راحتي كسب نكردم. هميشه با انبوهي از مشكلات كه بعضاً خيلي هم سخت بود، مواجه ميشدم اما آنجا كه با خود ميگفتم خواستن توانستن است ديگر مانعي را احساس نميكردم و آنچه را اراده كردم و نظر حق با آن يار بود، به دست آوردم. اما باز هم به اين موفقيتها بسنده نميكنم و همواره در پي كسب اطلاعات بيشتري هستم. چون معتقدم كه انسان هر چه كه بداند باز هم كم است. حال كه نگاهي به پشت سر خود مياندازم و گذشتهي پرتلاش و پرتلاطم خود را مرور ميكنم، معتقدم كه لطف حق، ايمان به خدا، اميد رسيدن به اهدافم، انتخاب راه صحيح، دوستان خوب، سعي و تلاش مضاعف، همه عامل موفقيتهاي امروز من بودند. اما منظور از بيان اين چند سطر خودستايي نيست. بلكه نمونهاي است براي بيان سختيها و گذشتن از آنها تا رسيدن به هدف. سختيها هيچ گاه مانع نيستند. قدرت ا... ستايش
|
||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 18:28 توسط علي محمدي
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
تقديم به : ايل پر افتخارم ناشر: انتشارات قشقايي t_jamshid@yahoo.com/ ناشر همكار: انتشارات تخت جمشيد shiraznashr.blogfa.com/ نوبت چاپ: اول، 1389 / قيمت: 1500 تومان مركز نشر: شيراز، خيابان پيروزي، انتشارات تخت جمشيد/ تلفن: 2245401- 0711 - ۰۹۱۷۱۱۱۸۵۸۰
علي(ع) 15/ يـاز. 16/ گول و پروانه و بولبول. 17/ داغلار قاري. 18/ حقانيت.. 20/ تـؤي. 21/ معلم. 22/ « من اؤلنده ». 24/ دنگيـز «دريا». 25/ ترك عارف... 26/ فـال. 27/ مني ياد ائيله 28/ شيرين كا مونه 29/ گلميشيديم گؤرمَگه 30/ يئل اَس. 31/ مأذون سؤزلري. 32/ ايراقلوق. 35/ يولي آتاك وطنه 36/ ساغي. 37/ رحمت ائدينگز تا گَله 38/ نالـه 39/ هماي رحمت.. 41/ پوشالديگ.. 43 //سلامي معشوق. 44 وئرمنه مهتابيمي سن. 45/ هئچ كيم بيلمه دي سَن كيمنگ.. 46/ يـار و يولداش. 47 /دئمك اولماز. 48 /اجل گلَر. 49 /بـاغ. 50/ يـانوما قـال. 51/ شمع. 52/ /نـاز. 53 /آغلاديگ.. 54 /عيش و مستليگ.. 55/درديميزه دوا عشق. 56/ هاچاق اولور؟ 57/ اولفت.. 58/قوجالديگ.. 59/ كربـلا. 60/ ياريم وفا سيز اولدو 62/ آنـا 63/ اؤبـا 64/ گؤينوم ايستير. 65/ نجف شاهي كلامي. 66/ عشق يازماگي. 68/دئدي ، دئدي. 69/ دئديم ، دئدي. 70/ شهريار. 71/ لبيك.. 73/ ديش.. 74/ فجر. 75/ چوبان. 77 /گئديم كوهسرخ باشونا 79/ ده لي. 84/ كلمه لر ليستي. 86
باش سؤز قشقايي ائللرينده بوندان ايلرتر کي اوخوللار (مدرسهلر) ائل ايچينه يول آچا، خانلار، کلانترلر و بهيلر چاديري قيراغينا وورولان مکتبلرده اوچ اسلام ديلي يعني تورک ديلي عرب ديلي و فارس ديلي مکتبه گئدن اوشاقلارا اؤرگهديليرميش. بو مکتب خانالاردا مولالار قورآن، سعدي، حافيظ،... و حيسابدان آيري، نگار محمود، مهرو خاور، صيدي خان و پريزاد و داها تورکو شعرکيتابلاريني دا درس وئريرلرميش. آما پهلوي زامانيندا کي ائللر ايچينده دوولت اوخوللاري قورولور، تورکو يازماق و تورکو درس وئرمگ ياساق اولور. قشقاييدا يازيلان تورکو کيتابلار کي هاميدا ال يازيسيديلار خورجينلار، چنتهلر و قوولوقلار ايچينده او منزلدن بو منزله، او يورددان بو يوردا، يايلاقدان قيشلاغا چورويوب و بير بير آرادان گئديرلر. ايللر گچير و ائلده چوخ ساوادلي آداملار آياق توتورلار، 1367 ايلينده رحمتليک شهبازخان شهبازي قشقايي شاعيرلرينينگ شعريني بير شعر توپلوسوندا «قشقايي شعري» عنوانيندا چاپا چاتديرير. بو کيتاب قشقايي شعرينده بير دهويريم (انقلاب) يولا سالير بوندان سورا نغمه هاي ايل قشقايي (چاغداش قشقايي شاعيرلرينگ شعري) رحمتليک نوذر دانشور، غزلسرايان قشقايي منوچهر هنرور، آتالار سؤزو و آسانکلار اسداله مرداني رحيمي، سيري در بوستان قشقايي محمد نادري درهشوري، آي سودا و ياغار بولوت محسن رجاييپناه، يارپاق و قره کيشي تيمور گرداني، يوسفعلي بهي شعر لري ناصر ايرجي، آللينجاق اولدوزو فتانه مرادي قرهقاني، اوزاق يول ارسلان ميرزايي و... کيتابلار آيدينليغا گؤز آچيرلار. جوان و استعدادلي شاعير لار ائلدن آياق توتورلار و بو آرادا بو جوان شاعيرلر: عوضاله صفري کشکولي، بهمنيار آقارضايي، کاوه ايرواني کشکولي، رهام بهرامي، جلال بهرامي، کيهان شهبازي، بهمن مرادي علمدارلو، فتانه مرادي قره قاني، راضيه کاظمي کراني، مسلم حسيني، حسين پارسا، علي فريدوني و... اؤزلريني اوزه چکيرلر و قشقايي ادبياتي بير يئنگي باخيشينان اؤزونو تورک دونياسينا تانيشديرير. بو جوانلاردان دا بيريسي حورمتلي يولداشيميز فرود اژدري (دومان) دير بو جوان شاعيريميز 1368 ايلينده قشقايي ائلينده دونيايا گؤز آچير، اوشاقليقدان شعر و ادبياتا علاقهسي وار. مأذون، يوسفعلي بهي، محمدابراهيم، نعمتاله، استاد شهريار، فضولي و داها تورک دونياسينينگ شاعيرلري اثريني مطالعه ائدير. 10 ياشارليقدان شعر دئمهگي باشلير، ائلينه، دويغوسونا، اعتقادينا، سئودالارينا گؤزل قوشمالار قوشور. بو جوان شاعيريميز آياق او يوللارا قويور کي بوندان ايلري چوخ چوخ بؤيوکلر بو يولدان گچيب و افتخار اوجهليگلرينه چاتميشلار. بيز دومان شاعيريميزي بو کيتابيندان «گلميشديم گؤرمهگه» ساري اورگدن آلغيشليراگ و بيلرگ کي ياخين گلهجک ده قشقايي ميللتينگ بؤيوگ افتخارلاريندان اولار. ارسلان ميرزايي 6/6/89 مقدمه بخش بزرگي از فرهنگ هر ملّت را ادبيات و شعر آن ملت نمايان ميكند. ادبيات ايل قشقايي به صورت فلكلور و سينه به سينه در بين زنان و مردان، ساربانان، چوپانان و... نقل گرديده، تاكنون به اين مرحله رسيده است. اکنون ميبينيم که ادبيات شفاهي ايل جايگاهي ويژه در ميان تمام اهل ادب و متفكران عصر حاضر باز كرده است. با نگاهي اجمالي و كوتاه بر اشعار شاعر و عارف فرهيخته ايل بزرگ قشقايي، ميرزا مأذون درمييابيم كه وي با اشعار مؤزون، ساده و روان و در عين حال تأثيرگذار از پيشگامان شعر قشقايي هستند. بينش وي بينشي كلّي است و بينش همهي شاعران را در بر ميگيرد، سعديشناس است و با حافظ مأنوس و جادوي افكار وي در اشعارش همچون معجوني شفابخش روحها را صيقل داده و زنگار دنياي رياكار را از دلها ميزدايد و همچنين شاعراني همانند غول اوروج، يوسفعلي بيگقره قانلي، حسين بايات، ميرزا محمد متخلص به نثار نيز در پيشرفت شعر قشقايي از شاعران بلند آوازه عصر خود بهشمار ميآيند. با اين تفاسير نيز ميبينيم بسياري از جوانان ايل با قالبهاي شعري اصيل قشقايي مأنوس نيستند و به نظر ميرسد نياز به شناخت آن بسيار لازم و ضروري است. قالبهاي شعر قشقايي شعر قشقايي بهمانند اشعار بسياري از كشورها داراي وزن عددي (هجايي) ميباشد و اين مقياسي براي سنجش قالبهاي قشقايي است. 1) آساناك ـ (باياتي): اين قالبهاي شعري كه هر مصرع آن داراي هفت هجاست و عموماً درون مايهاي عاشقانه دارند و شاعران بيشتر با تصوير و احساسي خيالآميز با نگاهي ژرف و خوشآهنگي واژهها و وزني ترانهگون در به تصوير كشيدن عواطف و احساسات از اين قالب شعري بسيار استفاده ميكنند.
موهايت بهمانند خرمن است/ همه عالم اسير توست نه تنها من/ بيا و تمام عالم را ببخش/ تا فقط من اسير تو بمانم. 2) گرائيلي: در لغت به معناي ايل سياه پوش (قره ايلي) است. هشت هجا دارد و جان مايه آن عشق، غم و حسرت و آه است.
اي ماهروي من هنگام جدايي است/ اي چشم مستان من بمان، بمان/ فصل بهاراست، گلها شكفتهاند /اي بستان تماشايي من بمان. «ميرزا مأذون» 3) قوشما: از نظر محتوايي، غنيترين قالب شعري است كه عموماً درون مايهاي از جمله: پند و اندرز، مدح و رثاي شهيدان دارد. يازده هجايي ميباشد و مأذون قشقايي، يوسفعلي بيگ قره قانلي از شاعران معروف اين قالب شعري هستند.
من آمده بودم تا در اين گلشن گل بمانم/ ندانستم كه گل پژمرده است و خارش برجاست/ من آمده بودم تا قلب غم آلودم را بخندانم/ ندانستم كه يارم نالان است و زاري ميكند. «يوسفعلي بيگقره قانلي» 4) شاه ختايي: شاه اسماعيل ختايي اولين کسي است که با اين قالب، شعر ميسرايد. قالبي پانزده هجايي است. درون مايه آن، احساس غم و اندوه که به اميدواري ميگرايد. شهريار از بزرگان اين قالب شعري است. 5) قالبهاي ديگر: مسدس و همچنين قالبهاي نو از جمله آغجا قوشما (شعر سپيد)، يئنگي قوشما (شعر نو) كه شاعر گرانقدر ايل، ارسلان ميرزايي در کتابي با عنوان «اوزاق يول» اين قالبهاي شعري را معرفي کرده و اشعار فراواني در اين قالبها سروده است. اتفاقات تلخ و شيرين زندگي، بينشها و عواطف و احساسات شورانگيز، شاعر را بر آن ميدارد كه در كارگاه خيال خويش آنها را پرورش دهد و به زباني خيالآميز بيان كند و با اين جادوي بيان، تصورات و خيالات ذهني خود را با همان صراحت و روشني در ذهن شنونده برانگيزد و زنده گرداند، گويي شنونده آن را شخصاً تجربه ميكند. در اين جا، جا دارد که از جناب آقاي محمد نادري درهشوري، استاد بزرگوارم بهخاطر حمايتهايشان از اين جانب، تشکر و قدرداني کنم. از استاد محترمم جناب آقاي با آرزوي آن كه همهي جوانان ايل قدر داشتههاي خويش را بدانند و براي داشتن آيندهاي پيروز و افتخارآميزتر تلاش كنند. فرود اژدري شهريورماه |
||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 18:5 توسط علي محمدي
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
اطلاعیه برپایی نمایشگاه به اطلاع علاقه مندان به كتاب مي رساند: انتشارات تخت جمشيد و قشقايي اقدام به برپايي نمایشگاهی با 20% تخفيف كرده است اقدمات اين نمایشگاه عبارتند از:
مكان: شهرداري منطقه 4 (جنب ترمينال امير كبير). زمان: 12/6/90 تا 24/6/90 از ساعت 8 صبح الی 21 شب.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 18:50 توسط علي محمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 18:42 توسط علي محمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
تاريخ اجتماعی و سياسی ايل بزرگ قشقايي
نويسنده: نوروز دُرداري (فولادی) ndordari@hotmail.com ناشر: انتشارات قشقايي (shiraznashr.blogfa.com) ناشر همکار: تخت جمشيد t_jamshid@yahoo.com/ نوبت چاپ : اول، 1389، دوم 1390/ قيمت: 12000 تومان/ مركز نشر: شيراز، خيابان پيروزي، انتشارات تختجمشيد. تلفن: 2245401 - 09171118580 فهرست مطالب: فصل اول: 15/ پيشينهي تاريخي ايل قشقايی_ 15/ منشأ نام ايل قشقايی_ 15/ تاريخ مهاجرت ترکان به فلات ايران_ 22/ تاريخ مهاجرت ترکان قشقايی به فارس__ 25/ اسناد موجود تاريخي_ 28/ فصل دوم: 33/ موقعيت جغرافيايی و جمعيت_ 33/ حدود قلمرو ايل بزرگ قشقايي_ 33/ جمعيت عشاير کوچندهي ايران_ 37/ جمعيت ايل نشينان قشقايي_ 44/ فصل سوم: 59/ زبان و فرهنگ ايل بزرگ قشقايی_ 59/ زبان ترکی_ 59/ جمعيت مردم ترک زبان در دنيا 77/ سواد آموزي در عشاير_ 80/ تأسيس مدارس عشايري در فارس__ 83/ پوشاک مردم قشقايي_ 96/ تزيينات و زيورآلات زنان در ايل قشقايي_ 102 /پوشاک مردان قشقايي_ 108/ موسيقي در ايل قشقايي_ 111/ موسيقي و اهميت آن در ايل قشقايى_ 114/ همسر گزيني در ايل قشقايي_ 140/ تشريفات عروسي_ 144/ آهنگهاي مرسوم در عروسي_ 158 /عيد نوروز در ميان ايل_ 160/ مذهب و اعتقادات در ايل قشقايي_ 163/ گرگ در اساطير ترک_ 166/ فصل چهارم: 177/ کوچ نشيني و زندگي در ايل قشقايي_ 177/ ويژگيهاي کوچ نشيني_ 177/ کوچ ايل قشقايي_ 182/ زندگي در عشاير قشقايي_ 187 /برخي پيشههاي مردم 206/ فصل پنجم: 213/ اقتصاد و دست بافتههاي عشاير قشقايي_ 213/ اقتصاد عشايري_ 213 /شيوههاي بهرهبرداري از دامها 216/ 3. بافتهها يا صنايع دستي قشقايي_ 219/ قاليبافي_ 221/ گبه بافي_ 232/ ساير بافتهها 237/ گليم بافي_ 237/ آشنايي با دار و ابزار بافت در ايل قشقايي_ 252/ ماليات در عشاير ايران_ 257/ فصل ششم: 267/ سازمان سياسي ـ اجتماعي ايـل بـزرگ قشقايي_ 267/ تشکيلات_ 267/ بنکوهاي عمله 272/ تقسيمات ايل بزرگ قشقايي_ 273/ نگاهي به ايلهاي قشقايي_ 279/ تشکيلات و سازمان اداري و اجرايي در ايل قشقايي_ 289/ بعضي نقش آفرينان در ايل قشقايي_ 301 /فصل هفتم: 305/ تاريخ سياسي ايل بزرگ قشقايي_ 305/ بخش اول: از دوران صفويه تا قاجاريه 305/ دوران صفويه 305/ حکومت افغانها 316/ دوران نادرشاه 321/ كريمخان زند_ 326/ حكومت آقا محمدخان قاجار (1193 قمري) 1157 خورشيدي_ 331/ حكومت فتحعليشاه ـ 1211 هجري قمري (1175 خورشيدي) 334 /ايلخانيگري جانيخان قشقايي_ 343/ حكومت محمد شاه قاجار ـ 1250 هجري قمري (1213 خورشيدي) 347 سلطنت ناصرالدين شاه قاجار (1264 – 1313 ق) 1226 تا 1273 خورشيدي) 353/ سلطنت مظفرالدين شاه 1313 تا 1324 قمري (1273 تا 1284 خورشيدي) 360/ انقلاب مشروطيت ايران_ 367/ سلطنت محمد علي شاه قاجار- 1324 قمري 1327(1284 تا 1287 شمسي) 375/ دوران سلطنت احمد شاه 391/ سلطنت احمد شاه و صولتالدوله 398/ شورش در شيراز 403 /پليس جنوب ايران و صولت الدوله 411/ ورود نيروي انگليس در قالب پليس جنوب_ 431/ قرارداد صولتالدوله با پليس جنوب_ 440 /جنگ در شيراز 454/ دخالت بيگانگان در امور کشور 459 /درخواست بختياريها براي حکومت جنوب ايران_ 465/ والي گري دکتر مصدق در فارس__ 467/ فصل هفتم: 473 /بخش دوم: دوران پهلوي_ 473/ رضا شاه پهلوي_ 473/ شورش جنوب و ايل قشقايي_ 487 /سرانجام صولتالدوله قشقايي_ 569/روابط رضا شاه با آلمان_ 573/ سلطنت محمدرضا شاه 580/ /آزادي (فرار) محمدناصر خان قشقايي_ 581 سران قشقايي و ارتباط با آلمانيها 592/ جنگ سميرم 601/ نهضت جنوب و قشقاييها 604/ نفت در سرزمينهاي جنوب ايران_ 614/ ملي شدن نفت ايران و سران قشقايي_ 629/ رابطه محمدناصر خان قشقايي با محمدرضا شاه پهلوي_ 639/ دکتر محمد مصدق و محمدناصر خان قشقايي_ 642/ كودتاي 28 مرداد 1332_ 656/ سرنوشت محمدرضاشاه 677/ سرنوشت آخرين ايلخان قشقايي: ملكمنصورخان_ 684/ فصل هشتم: 695/ اسكان عشاير قشقايي_ 695/ جنايت يا سوء مديريت در اسکان عشاير قشقايي_ 705/ اقدامات و عملكرد دولتها در رابطه با عشاير_ 716/ آينده عشاير قشقايي_ 755/ فصل نهم: 757/ شاعران ترک و غزلسرايان قشقايي_ 757/ شاعران ترك و شاعران پارسي گوي از سرزمين تركان_ 757/ سرآغاز عشاير بخشی از مردم ايران هستند و تاريخشان قسمتی از تاريخ کهنسال اين سرزمين است. آنان مردمانی ساده دل با زندگی بيپيرايه، فارغ از دروغ و ريا هستند. عشاير فرزند آزاد طبيعت هستند و جز با مظاهر طبيعت و آب و خاک خود با چيزی ميانه و اُنس ندارند. افراد اين جماعت همانند گُلي خودرواند که سپيدهدمان سر از سينهي دشت برميدارد، قد ميکشد، به گُل مينشيند، دانه ميکُند، پژمرده ميشود و همانجا فرو ميريزد. در دامانِ بازِ دشتها و در آغوش فشردهي کوهساران به وجود آمدهاند، با مظاهر طبيعت بزرگ شدهاند. با احشام و اغنام خود خو گرفتهاند، به گُل نشسته، دانه کرده و پژمردهاند، عاقبت نيز در دامان همان دشتها و در آغوش همان کوهساران، بهسان همان گل خودرو، فرو ريختهاند و از خويش اثری جز يکی دو تن چون خود به جای ننهادهاند و دامنهي اين سيرِ جبري، قرنها است که ادامه دارد. قطعی است که چنين مردمانی در محيط زندگانی عادی خود كمتر با خط و سواد سروکار دارند تا وسيلهي ثبت و ضبط وقايع و سوانح زندگی آنها باشد و در ميان ايشان آن چه هست سينه به سينه نقل ميشود و اين گونه محفوظات هم رفته رفته با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده خواهد شد. اما آن چه مسلم است، اين كه اين فرزندان آزاد طبيعت سدههاي پياپي، پاسداران مرزهای کشور ما بودهاند و تاريخ اين سرزمين، صفحاتي بس درخشان از شرح جانبازيها و از خودگذشتگيهای آنان در بر دارد. تاريخ عشاير ايران با تاريخ پر فراز و نشيب اين مرز و بوم آغاز شده و سرگذشت آنان با عمق زندگی و فرهنگ پر بار اين سرزمين به هم آميخته است. زندگی آنان از سويی آميخته با رنجها و ظلمها و ستمهايی است که از سوي حاکمان و مباشران، ايلخانان، کلانتران، خانها و... بر آنها رفته و از سويی با مجاهدتها و سلحشوريها و ستم ستيزيهايی همراه است که به منظور دفاع از آب و خاک و ديانت و شرف و ناموس خويش در مقابل بيگانگان و دست نشاندگان داخليشان از خود نشان دادهاند. جمعيت عشايری ايران زمانی اکثريت جمعيت ايران را تشکيل میداد؛ به ترتيبی که در سالهای نه چندان دور؛ يعنی در سال ۱۲۶۷شمسی (۱۸۸۴ ميلادي) از جمعيت شش ميليونی ايران، نيمی از آن يعنی سه ميليون از عشاير کوچنده بودند. در يک صد سال گذشته، دگرگونيهای بزرگی در جهان پديد آمده است که چهرهي اين سياره و بهويژه جماعتهای انسانی آن را به گونهي بیسابقهای دگرگون كرده است. در طول اين يک صد سال، جامعهي عشايری نيز دچار تحول شده است و از متن به حاشيه رانده شده و جمعيت آن رو به كاستي نهاده است، به ترتيبی که در سال ۱۲۸۸ شمسی جمعيت آن دو و نيم ميليون نفر بوده که حدود يک چهارم جمعيت کشور گشته و هم اكنون جمعيت آن كمتر از يک ميليون و دويست و پنجاه هزار نفر است که حدود دو درصد جمعيت ايران است. به طور کلی ميتوان گفت که در يک سدهي گذشته جماعتهای شهری و روستايی در مسير پيشرفت افتادهاند، اما اجتماعات عشايری از نظر نظام اقتصادی و شيوهي توليدی و فرهنگی کم و بيش در جا زدهاند و حضور سياسی آنان بهتدريج محدود شده است. سازمان سياسی آنان فرو پاشيده و بسياری از آنها به شهرها و روستاها مهاجرت کرده و کوچ نشينی را ترک نمودهاند. اکنون سالهاست که محيط عشاير به تمدن شهرنشينی تغيير و تبديل يافته است. دير يا زود، رفته رفته، ديگر از زندگی عشايری و بيابان گردی و خانمان به دوشی آنها اثری باقی نمیماند. در حقيقت يکجا نشيني، تير خلاص عشاير کوچنده است. به جاست که برای حفظ پيشينه و تاريخ گذشتههای آنها که خود فصل مهمی از تاريخ اجتماعی ايران است، به جمعآوري سوابق و پيشينههای اين طبقه از اجتماع ايران همت بگماريم و نگذاريم تاريخ و گذشتههای آنها به دست فراموشی سپرده شود. تدوين اين کتاب تلاشی است در راستای اين هدف، و کوششی است جهت ثبت پارهای از اطلاعات و وقايعی که در گذر زمان بر ايل بزرگ قشقایی گذشته است. ايل بزرگ قشقایی که يکی از بزرگترين گروه عشاير کوچندهي ايران است و در گذر زمان نقش مهمی درتاریخ کشورمان داشته است، به همت پژوهشگران بيشری نياز دارد تا تصوير روشنی از آنان به دست داده شود. مؤلف كه خود از ميان عشاير قشقایی برخاسته است، تلاش کرده که از راه مطالعهي کتابها و نوشتههای مختلف و مراجعه و گفتوگو با مطّلعان ايلی و محلی در استانهای فارس، کوهكيلويه و بويراحمد و اصفهان، اطلاعات و وقايع را جمعآوري و ثبت نمايد. در هر يک از بخشهای اين کتاب منابع و مواخذ مورد استفاده برای آگاهي علاقهمندان يادآوري شده است. اين يادداشتها خالی از اشکال نخواهد بود. نقد صاحب نظران و همکاری آگاهان میتواند در تکميل و غنی سازی مطالب و مستندات تاريخی آن کمک نمايد. در پايان از همهي کساني که در جمعآوري اين اطلاعات در طول پانزده سال گذشته مؤلف را ياری كردهاند سپاسگزارم بهويژه از همسرم که با صبر و حوصله در طول بیش از پانزده سال با من همکاري كردند و عمرش کفاف نداد تا چاپ این نوشته را ببیند. این کتاب را به روان شادش تقدیم میکنم. نوروز دُرداری (فولادی) فروردين 1386. اوتاوا ـ کانادا
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 1:55 توسط علي محمدي
|
|
||